طوفان ,انسان ,پهنه ,آسمان ,کربلا ,کرانه ,ملامتی هست؟ ,درخود گرفته
بسم الله
آللّهُمَّ ما بِنا مِنْ نِعمَةٍ فَمِنْکَ... 


چه باید گفت؟
جنگ در کربلا درگیر است و این سوی و آن سوی، مردمانی هستند در سرزمین هایی دور و دورتر؛ که هیچ پیوندی آنان را به کربلا و جنگ اتصال نمی دهد.

آن جا بر کرانه فرات، در دهکده عَقر؛
دورتر در کوفه؛
در مکه، مدینه، شام، یمن...
زنگبار، روم، ایران، هندوستان و چین...

طوفان نوح، همه زمین را گرفت؛
اما این طوفان تنها سفینه نشینان عشق را درخود گرفته است.
چه باید گفت با سبکباران ساحل ها که بی خبر از بیم موج و گردابی این چنین هایل، آن جا بر کرانه های راحت و فراغت و صلح و سلم غنوده اند؟

آیا جای ملامتی هست؟

و از آن فراتر، از فراز بلند آسمان کهکشان بنگر! 
خورشیدی از میان خورشیدهای بی شمار آسمان لایتناهی، منظومه ای غریب، و از آن میان سیاره ای غریب تر، بر پهنه اش جانورانی شگفت هر یک با آسمانی لایتناهی در درون.
اما بی خبر از غیر، سر در مغاره تنهایی درون خویش فروبرده، سرگرم با هیاکل موهوم و انگاره های دروغین...
و این هنگامه غریب در دشت کربلا...

آیا جای ملامتی هست؟

آری؛
انسان امانتدار آفرینش خویش است و عوالم بیرونی اش عکسی است از عالم درون او در لوح آینه سان وجود.
طوفان کربلا، طوفان ابتلایی است که انسانیت را درخود گرفته و آن کرانه های فراغت، سراب های غفلتی بیش نیست.
انسان کشتی شکسته طوفان نیست و رها شده بر پهنه اقیانوس آسمان؛
انسان قلب عالم هستی و حامل عرش الرحمن است؛
و این سیاره؛ فقط عرصه تکوین او.

این جا پهنه اختیار انسان است و آسمان عرصه جبروت،
و امر تکوین در این میانه تقدیر می شود...

آه از بار امانت که چه سنگین است!
آه...
منبع اصلی مطلب : نامحرمانه ها
برچسب ها : طوفان ,انسان ,پهنه ,آسمان ,کربلا ,کرانه ,ملامتی هست؟ ,درخود گرفته
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : آن که ما را غمش از جای ببرده ست، کجاست؟!